دلنوشته
بازم من اومدم با یه عالمه دلتنگی....!!!!خب راه دیگه ندارم
حرفامو به کی بگم ؟؟؟؟؟مجبورم بیام اینجا بنویسم......
کاش میشد عشقم اینارو بخونه....کاش میفهمید :
دلتنگی یه حس عجیبیه که گاهی تو رو به یادم میاره .....
گاهی یعنی همیشه....یعنی همین الان؟؟؟!!!!!
آخه چطوری و با چه زبونی بگم: خدایا من دلتنگ حضورشم؟؟؟
تفاوتی نداره من خواب باشم یا بیدار...باور کن همیشه
زیباترین تصویر تو دنیا لحظه ی دیدار اونه....!!!!!
آنقدر دوستش دارم که....؟؟؟که..؟؟؟؟؟که...؟؟؟؟
آنقدر زیبا عاشقش شدم که..آدم واقعا لذت میبره
از این خیال های رویایی.....
باور کنید گاهی اوقات دلم میخواد به عمد گمش کنم
اما هی اتفاقی پیداش میکنم....کاش داشتنشم به
راحتی دوست داشتنش بود....چیکار کنم خب.....!!!
قلبم لامصب یکی رو واسه خودش آرزو کرده..چیکار
میشه کرد؟؟؟؟؟تکلیف چیه؟؟؟؟منم کوتاه نمیام
میخوام در راه رسیدن بهش مثل زلیخا سمج باشم
تا خدا خودش پادرمیونی کنه!!!!!!!
من خیلی بدبختم نه...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دست خودم نیست ..باور کنیددلتنگی و دوست داشتن
یک حس کشنده ی لذت بخشه.....باورتون میشه حتی وقتی
بهش فکر میکنم تمام آرزوهام جوانه میزنه........؟؟؟؟؟؟
برام دعا کنید خدا قسمت کنه و بهش برسم.......
بقول محسن یگانه :
کــــــــــاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره
میترسه دلم بعد رفتن بمیره ............
اگه خاطره ها یادم میارن تورووووووووووووووو
لااقل از تو خاطره هام نروووووووووو
بمـــــــــــــــــــــوووووووووووووووون
دل من فقط به بودنت خوشه ه ه ه.....
منو فکر رفتن تو میکشه ه ه ه ه ه..........
لحظه هام تباه بی تو زندگیم سیاه بی تو نمیتونم.......
ای خـــــــــــــــــــــــدا خب چی میشه این
پسره مال من باشه؟؟ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دست برنمیدارم خدایا ایقد میام در خونه ات و میرم
تا جاجتمو بگیرم..........